تبليغاتX
دل نوشته های یه نسل سومی

 

 

دل نوشته های یه نسل سومی

امام زمان (عج) در قران

"فورب السماء و الارض انه لحق مثل ما انکم تنطقون"

(ذاریات 23)

امام سجاد(ع): قوله"انه الحق" هر قیام القائم: منظور از قول خدا قیام حضرت قائم(عج) است.(تاویل الایات الظاهره ص 619)

"اعلموا ان الله یحی الارض بعد موتها قد بینا لکم الایات لعلکم تعقلون"

(حدید 17)

امام باقر(ع): خدای عزوجل زمین را به وسیله حضرت قائم(عج) زنده می کند مردن زمین به کفر ورزیدن اهل ان است و کافر مرده است.

(کمال الدین ج2 ص 668)

"یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون"

(صف 8)

امام کاظم(ع): یعنی به وسیله ی ولایت حضرت قائم(عج) به مرحله ی اتمام می رساند.(اصول کافرج1 ص 432)

"واخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب وبشر المومنین"

(صف 13)

امام صادق(ع): یعنی در دنیا به وسیله فتح و پیروزی حضرت قائم(عج) (چیزی که دوست دارید). (تفسیر قمی ج 1 ص 266)

"قل ارایتم ان اصبح ماوکم غورا فمن یاتیکم بماء معین"

(ملک30)

امام موسی بن جعفر(ع):هرگاه امامتان از نظرتان غایب شود چه کسی امام جدیدی برایتان می اورد. (کفایه الاثرص 120)

"والنهار اذا جلاها, واللیل اذا یغشاها"

(شمس3و4)

امام صادق(ع): والنهار اذاجلها یعنی به القائم(عج). منظور (از روز) قائم(عج) است که به وسیله او تاریکی روشن می شود.

(تاویل الایات الظاهره ص 805)

"سلام هی حتی مطلع الفجر"

(قدر5)

منظور از مطلع الفجر هنگام قیام حضرت قائم(عج) است.

(تاویل الایات الظاهره ص808)

"والعصر ان الانسان لفی خسر"

(عصر1و2)

امام صادق(ع): عصر خروج القائم(عج)... منظور از عصر, عصر خروج حضرت قائم(عج) می باش.

(کمال الدین ج2 ص 652)



اخرالزمان

پیامبر(ص):

"یحج اغنیاء امتی للنزهه و یحج اواسطها للتجاره و یحج فقراءها للریاء و السمعه."

ثروتمندان امت من برای سیاحت به مکه می روند و متوسطین انها برای تجارت و فقرای انها برای ریاء و تظاهر(افراد خالص کمند)

(روزگار رهایی ص 794)

پیامبر(ص):

"یوشک اهل العراق ان لا یجسی الیهم قفیزو لا درهم."

(در اخرالزمان) انتظار می رود که حتی یک قفیز گندم و یک درهم پول به مردم عراق نرسد.

(الزام الناصب ص 256)

حضرت علی(ع):

تظهر اللاهی و یمر بها فلا یجتریء احد علی منعها."

(در اخرالزمان) الات لهو و لعب در رهگذر مردم اشکارا به کار گرفته می شود مردم عبور می کنند و کسی جرات نمی کند از ان جلوگیری کند.

(روزگار رهایی ص 803)

پیامبر اکرم(ص):

"یاتی بعد ذلک زمان یقراء القران رجلا لایجاوز تراقیهم."

( در اخرالزمان) سپس زمانی می اید که قاریان قران را می خواندند ولی از حلقوم انها تجاوز نمی کند (عمل نمی شود...)

(روزگار رهایی ص 773)

پیامبر اکرم(ص):

"اذا تزینت النساء بثیاب الرجال و سلب عنهن قناع الحیاء."

( در اخرالزمان) هنگامی که زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حیاء از انها گرفته شود.

(روزگار رهایی ص 752)

پیامبر (ص):

"یتشبه الرجال بالنساء و النساء الرجال."

(در اخر الزمان) مردها خود را شبیه زنها و زنها خود را شبیه مردها می کنند.

(روزگار رهایی ص 750)

حضرت علی(ع):

"و یعسر الرجل علی صون النساء."

(در اخر الزمان) مرد را به خاطر پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند.

(روزگار رهایی ص 744)

امیر المومنان(ع):

"اذا رکب الذکور الذکور و الاناث الاناث."

(در اخرالزمان) هنگامی که مردها با مردها در امیزند و زنها با یکدیگر.

(روزگار رهایی ص 740)

امیرالمومنان(ع):

"یصبح الامر بالمعروف ذلیلا و الفاسق فیما لا یحب الله محمودا."

(در اخرالزمان) کسی که امر به معروف کند خوار شود و کسی که مرتکب گناه شود مورد ستایش قرار می گیرد.

(روزگار رهایی ص 716)

امیرالمومنان(ع):

" ویفتحون العراق و یجمجون الشقاق بدم یراق."

(در اخرالزمان) عراق را فتح کنند و هر نوع اختلافی را با خونریزی پاسخ دهند.

(روزگار رهایی ص 683)

امیرالمومنان(ع):

" وحکمت النسوان و فدحت الحوادث."

(در اخرالزمان) زنها فرمانروایی کنند و حوادث جانکاه و کمرشکن روی دهد.

(روزگار رهایی ص 683)



امام زمان (عج) خطاب به امام حسین(ع)

السلام علیک سلام العارف بحرمتک المخلص فی ولایتک المتقرب الی الله بمحبتک البریء من اعدائک.

سلام بر تو کسی که عارف به حرمت توست و در ولایت تو مخلص و به سبب محبت تو به خدا تقرب جسته و از دشمنانت بیزار است.

السلام علی الحسین الذی سمحت نفسه بمهجته.

سلام بر حسین کسی که هستی و جانش را تقدیم خدا نمود.

السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته.

سلام بر ان کسی که خداوند شفا را در خاک قبر او قرار داد.

السلام علی من بکته ملائکه السماء.

سلام بر ان کسی که فرشتگان اسمان بر او گریستند.

(السلام علیک) سلام من قلبه بمصابک مقروح و دمعه عند ذکرک مسفوح.

سلام بر تو سلام کسی که قلبش از مصیبت تو جریحه دار و اشکش به هنگام یاد تو جاری است.

(السلام علیک) سلام من لو کان معک بالطفوف لوقاک بنفسه حد السیوف و بذل حشاشته دونک للحتوف.

(سلام بر تو) سلام کسی که اگر در کربلا با تو می بود با جانش در برابر تیزی شمشیرها از تو حفاظت می کرد و نیمه جانش را به خاطر تو بدست مرگ می سپرد.

(سلام من لو کان معک) فداک بروحه و جسده و ماله و ولده و روحه لروحک فداء و اهله لاهلک وقاء.

سلام بر تو سلام کسی که اگر با تو در کربلا می بود روح و تن و مال و فرزندانش را فدای تو می نمود و جانش فدای جان تو و خانواده اش سپر بلای اهل بیت تو می بود.

فلئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک و...فلآ ندبنک صباحآ و مسائآ و لابکین لک بدل الدموع دما.

اگر زمانه مرا به تاخیر انداخت و مقدرات الهی مرا از یاری تو بازداشت و...(در عوض) صبح و شام بر تو گریه می کنم و بجای اشک برای تو خون گریه می کنم.

قد عجبت من صبرک ملائکه السموات فاحدقوا بک من کل الجهات اثخنوک و...

ان چنان که فرشتگان اسمان از صبر و شکیبایی تو به شگفت امدند پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم اوردند و تو را به سبب زخم و جراحتها ناتوان ساختند و راه رفتن را بر تو بستند با انکه هیچ یاوری برایت نماند ولی تو حسابگر و صبور بودی از زنان و فرزندانت دفاع و حمایت می نمودی تا انکه تو را از اسب سرنگون نمودند پس با بدن مجروح به زمین...

السلام علی الشیب الخضیب السلام علی الخد التریب السلام علی البدن السلیب السلام علی الثغر المقروع بالقضیب.

سلام بر ان محاسن به خون خضاب شده, سلام بر ان گونه خاک الوده, سلام بر ان بدن برهنه, سلام بر ان دندان چوب خورده.

واسرع فرسک شاردا الی خیامک قاصدا محمحما باکیا فلما راین النساء جوادک مخزیا و نظرن سرجک علیه ملویا برزن من الخدور ناشرات الشعور علی الخدود لاطمات الوجوه.

اسب سواریت با حال نفرت شتافت شیهه کنان و گریان بجانب خیمه ها رو نمود پس چون بانوان حرم اسب تیز پای تو را زبون بدیدند و زین تو را بر او واژگون یافتند از پس پرده ها خارج شدند در حالی که گیسوان بر گونه پراکنده نمودند بر صورت خود می زدند و نقاب از چهره ها افکندند و بصدای بلند شیون می زدند...

(زیارت ناحیه)



خطابه غدیر

ترسیمی از مراسم سه روزه در غدیر خم

در سال دهم هجرت از طرف خداوند به پیامبر اکرم (ص) دستور داده شد تا دو مسئله اساسی اسلام را بطور مفصل و رسمی به مردم ابلاغ نماید: حج ولایت و خلافت دوازده امام.

در پی این فرمان اعلان عمومی برای سفر حج داده شد و جمعیتی بیش از صد و بیست هزار نفر از هر سو عازم مکه شدند. پیامبر و جمعیت همراه با احرام از میقات به سوی مکه حرکت کردند و پس از ده روز در پنجم ذی الحجه وارد این شهر شدند.

امیر المومنین که از طرف پیامبر به یمن و نجران رفته بودند به همراه دوازده هزار نفر ازاهل یمن با احرام وارد مکه شدند.

برنامه حج

با رسیدن ایام حج پیامبر به عرفات و مشعر و منی رفتند و اعمال حج را با تمام واجبات و مستحبات ان به مردم اموختند. در منی پیامبر دو بار سخنرانی کردند و زمینه را برای اعلام ولایت امیرالمومنین اماده فرمودند.

همچنین ان حضرت به امر خداوند ودایع انبیا را به امیرالمومنین تحویل دادند.

لقب" امیرالمومنین"

پس از بازگشت به مکه جبرئیل از طرف خداوند لقب امیرالمومنین را به عنوان اختصاص ان به علی بن ابی طالب اورد و به دستور پیامبر بزرگان اصحاب خدمت امیرالمومنین حاضر شدند و با خطاب " السلام علیک یا امیرالمومنین" به ان حضرت سلام کردند اگرچه اعطای این لقب و نظیر این برنامه قبلا نیز انجام شده بود.

اعلان عمومی برای حضور در غدیر

بلافاصله پس از اتمام حج "بلال" منادی پیامبر از طرف ان حضرت اعلام کرد: فردا کسی جز معلولان نباید باقی بماند و همه باید حرکت کنند تا وقت معین در غدیر خم حاضر شوند.

"غدیر خم" که دارای اب و جند درخت کهنسال بود و قبل از جحفه در تقاطع مسیرها قرار داشت به امر خاص الهی انتخاب گردید.

پس از این اعلان مردم با تعجب از حرکت فوری پیامبر خود را برای خروج از مکه اماده کردند. حتی عده ای از اهل یمن که مسیرشان به سمت شمال نبود و نیز عده ای از اهل مکه اماده شدند تا همراه حضرت تا غدیر بیایند.

برنامه های قبل از خطابه

صبح ان روز که پیامبر از مکه حرکت کردند جمعیتی بیش از صدو بیست هزار نفرهمراه حضرت به سوی غدیر خم امدند. با رسیدن به منطقه غدیر حضرت مسیر حرکت را به سمت راست جاده تغییر دادند و دستور دادند منادی ندا کند: همه مردم متوقف شوند و انان که پیش رفته اند باز گردند و انان که پشت سر هستند توقف کنند تا همه در محل از پیش تعیین شده جمع شوند. همچنین دستور دادند کسی زیر درختان کهنسالی که در انجا بود نرود و ان مکان خالی بماند. با دستور همه مرکب ها از حرکت ایستادند و مردم در منطقه غدیر پیاده شدند و هر یک برای خود جایی پیدا کردند و خیمه ها رابرپا کردند و مستقر شدند. شدت گرما دراثر حرارت افتاب و داغی زمین به حدی بود که مردم و حتی خود حضرت گوشه ای از لباسشان را برسر انداخته و گوشه ای از ان را زیر پای خود قرار داده بودند و عده ای از شدت گرما عبا را به پاهایشان پیچیده بودند. پیامبر به سلمان و ابوذر و مقداد و عمار دستور اماده سازی زیر درختان کهنسال را دادند. انان پس از کندن خارهای زیر درختان و جمع اوری سنگ های نا هموار زیر درختان را به جارو زده و اب پاشی کردند. در فاصله بین دو درخت روی شاخه ها پارچه هایی انداختند تا سایبانی از افتاب باشد و ان محل برای برنامه سه روزه ای که حضرت در نظر داشتند کاملا مساعد شود.

در زیر سایبان سنگها را روی هم چیدند و از رواندازهای شتران و سایر مرکبها نیز کمک گرفتند و روی همه انها پارچه ای انداختند و منبری به بلندی قامت حضرت ساختند. این منبر را طوری برپا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشند تا صدای حضرت به همه برسد و همه ان حضرت را ببینند. البته یک یا چند نفر سخنان پیامبر را برای مردم تکرار می کردند تا افرادی که دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

کیفیت سخنرانی پیامبر

انتظار مردم به پایان رسید منادی پیامبر ندا داد نا مردم جلوی منبر اجتماع کنند و با اماده شدن صف ها نماز را به جماعت خواندند. بعد از ان مردم ناظر بودند که پیامبر بر فراز ان منبر ایستادند و به امیرالمومنین دستور دادند بالای منبر بیاید ان حضرت نیز بالای منبر رفته و یک پله پایین تر در طرف راست پیامبر ایستادند. سپس حضرت نگاهی به راست و چپ جمعیت نمدند و منتظر شدند تا مردم کاملا جمع شده ارام گردند.پس از اماده شدن مردم پیامبر اکرم سخنرانی تاریخی و اخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان اغاز کردند.

سخنرانی پیامبر در غدیر با شیوه خاص ان دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده می شدند حدود یک ساعت طول کشید این بیانات حضرت با در نظر گرفتن ترتیب مطالب خطبه در یازده بخش قابل ترسیم است:

در اولین بخش سخن حضرت حمد و ثنای الهی به جا اورده صفات قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر فرمودند و به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند.

در بخش دوم تصریح فرمودند که باید فرمان مهمی درباره علی ابلاغ کنم و گرنه رسالت الهی را نرسانده ام و ترس از عذاب خدا دارم.

در سومین بخش ان حضرت امامت دوازده امام بعداز خود را تا اخرین روز دنیا با عمومیت ولایت انان بر همه انسانها و در طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور اعلام فرمودند.

در بخش چهارم خطبه پیامبر بازوان امیرالمومنین را گرفتند و ان حضرت را ازجا بلند کردند و در این حال فرمودند" من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله." سپس کمال دین را با ولایت ائمه اعلام فرمودند.

در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند:" هر کس از ولایت ائمه سرباز زند اعمال نیکش سقوط می کند و در جهنم خواهد بود." بعر از ان شمه ای از فضایل امیرالمومنین را متذکر شدند.

در مرحله ششم پیامبر با تلاوت ایاتی از قران در رابطه با عذاب الهی و لعن دشمنان دین فرمودند: منظور از این ایات عده ای از اصحاب من هستند که مامور به چشم پوشی از انان هستم ولی بدانند که خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده و اغماض نسبت به انان در دنیا مانع از عذاب اخرت نیست. سپس بیزاری خود را از گمراه کنندگان امت اعلام فرمودند و اشاره ای هم به "اصحاب صحیفه ملعونه" و غاصبین مقام امامت نمودند.

در بخش هفتم حضرت تکیه سخن را براثرات ولایت اهل بیت قرار داده فرمودند: اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت هستند. سپس ایاتی درباره اهل بهشت را به پیروان ال محمد و ایاتی درباره اهل جهنم را به دشمنان ال محمد تفسیر فرمودند.

در بخش هشتم مطالبی اساسی درباره حضرت بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن المهدی ارواحناه فداه فرمودند و اینده ای پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان بشارت دادند.

در بخش نهم مردم را به بیعت با خود و سپس با علی دعوت نمودند و ان را از طرف خداوند و بیعت با حق تعالی دانستند.

در دهمین بخش پیامبر درباره کیفیت بیان احکام الهی در اینده مسلمین فرمودند: چون بیان همه حلال ها و حرام ها توسط من امکان ندارد با بیعتی که درباره امامان از شما می گیرم حلال و حرام را تا روز قیامت بیان کرده ام یعنی بیان ایشان بیان من است. بالاترین امر به معروف و نهی از منکر را نیز تبلیغ پیام غدیر درباره اطاعت از امامان و نهی از مخالفتشان دانستند.

در اخرین مرحله خطابه بیعت لسانی انجام شد و حضرت فرمودند: خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست از زبان های شما اقرار بگیرم. سپس مطلبی را که خلاصه ان اطاعت از دوازده امام و عهد و پیمان بر ثابت قدم بودن و بر رساندن پیام غدیر به نسل های اینده و غایبان از غدیر بود برای مردم گفتند و مردم ان را تکرار کردند. کلمات نهایی پیامبر دعا برای اقرار کنندگان و نفرین بر منکرین او و امرش بود و با حمد و سپاس خداوند خطابه را به پایان رساندند.

دو اقدام عملی بر فراز منبر

در اثنای خطبه پیامبر دو اقدام عملی انجام دادند که بسیار جلب توجه نمود

اول: بلند کردن و معرفی امیرالمومنین

پیامبر پس از مقدمه چینی و ذکر مقام امامت و خلافت و ولایت امیرالمومنین برای انکه تا اخر روزگار راه هر گونه شک و شبهه بسته باشد پس از معرفی صاحب ولایت به صورت لسانی ان حضرت را عملا معرفی کردند. بدین ترتیب که ابتدا فرمودند:" باطن قران و تفسیر ان را برای شما بیان نمی کند مگر این کسی که دست او را می گیرم و او را بلند می کنم و بازویش را گرفته و او را بالا می برم.

پس از ان حضرت گفته خود را عملی کردند و بازوان امیرالمومنین را گرفتند. در این هنگام امیرالمومنین دستان خود را به سمت صورت حضرت باز کردند به طوری که دستانشان به سوی اسمان بلند شد. سپس پیامبر امیرالمومنین را از جا بلند کردند تا حدی که پاهای ان حضرت محاذی زانوهای پیامبر قرار گرفت. در این حال از مردم پرسیدند: چه کسی صاحب اختیار شماست؟ گفتند: خدا ورسولش. در اینجا فرمودند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه الله و ال من والاه و عاد من عاداه و انصرمن نصره و اخذل من خذله.( هر کس که من مولی و صاحب اختیار اویم این علی مولی و صاحب اختیار اوست. خدایا دوست بدار هر کس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد و یاری کن هر کس او را یاری کند و خوار کن هر کس او را خوار کند.

دوم: بیعت با قلبها و زبانها

از انجا که بیعت گرفتن از فرد فرد ان جمعیت انبوه مشکل بود و از طرفی امکان داشت افرادی به بهانه های مختلف از بیعت شانه خالی کنند و حضور نیابند لذا حضرت در اواخر سخنرانی فرمودند: ای مردم چون جمعیت شما بیش از ان است که با دست من در زمان واحد بیعت کنید پس همگی قبلا این سخنی را که من می گویم به قصد بیعت تکرار کنید و بگویید:

ما فرمان تو از جانب خداوند را که درباره علی بن ابی طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندی اطاعت می کنیم و  به ان راضی هستیم و با قلب و جان و زبان ودستمان با تو بر این ادعا بیعت می کنیم... عهد و پیمان در این باره برای  انان از ما از قلب ها و جانها و زبانها و ضمایر و دستانمان گرفته شد. هر کس توانست با دستش و گرنه با زبانش بدان اقرار می نماید.

مراسم بعد از خطبه

بیعت مردان

با پایان یافتن خطابه مردم به سوی پیامبر و امیرالمومنین ازدحام کردند و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند و تبریک و تهنیت می گفتند. پیامبر دستور دادند تا دو خیمه برپا شود. در یکی خود جلوس فرمودند و به امیرالمومنین دستور دادند تا در خیمه دیگری جلوس فرماید. مردم دسته دسته در خیمه پیامبر حضور می یافتند و پس از بیعت و تبریک به خیمه امیرالمومنین می امدند و به عنوان امام و خلیفه بعر از پیامبرشان با حضرتش بیعت می کردند و با لقب "امیرالمومنین" به ان حضرت سلام می کردند و این مقام والا را تبریک و تهنیت می گفتند. برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت و حضرت این مدت را در غدیر اقامت داشتند. مسئله جالب در این بیعت ان بود که اولین کسانی که در غدیر با امیرالمومنین بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند همان هایی بودند که زودتر از همه بیعت خود را شکستند و پیمان خود را زیر پا گذاشتند. انان عبارت بودند از :ابوبکر,  عمر, عثمان, طلحه و زبیر که پس از رحلت پیامبر یکی پس از دیگری رو در روی امیرالمومنین ایستادند.

نکته ظریف دیگر اینکه ابوبکر و عمر قبل از بیعت به صورت اعتراض گفتند: ولایت علی را ازجانب خود می گویی یا دستور الهی است؟ پیامبر فرمودند: از طرف خدا و رسولش است. این اعتراض بیجا با توجه به سبقت انان در بیعت در حالی که سایر مردم بدون هیچ شک و شبهه ای بیعت می کردند باطن منافقانه شان را برای تاریخ روشن ساخت. جالب تر اینکه عمر بعد از بیعت این کلمات را بر زبان می راند:" افتخار برایت باد گوارایت باد ای پسر ابی طالب! خوشا به حالت ای اباالحسن اکنون مولای من ومولای هر مرد وزن مومنی شده ای."

بیعت زنان

از طرف دیگر پیامبر دستور دادند تا ظرف ابی اوردند و پرده ای بر روی ان زدند به طوری که زنان در ان سوی پرده با قرار دادن دست خود در اب و قرار دادن امیرالمومنین دست خود را در سوی دیگر با ان حضرت بیعت کردند و به دین صورت بیعت زنان هم انجام گرفت. یاد اور می شود که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا در غدیر حضور داشتند و کلیه همسران پیامبر نیز در ان مراسم حاضر بودند.

عمامه سحاب

در این مراسم پیامبر عمامه خود را که "سحاب" نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمومنین گذاشتند و انتهای عمامه را از پشت سر بر دوش ان حضرت قرار دادند.

جبرئیل در غدیر

اتمام حجت دیگر این بود که مردی زیبا روی در کنار مردم می گفت: به خدا قسم روزی مانند این روز هرگز ندیدم چقدر کار پسر عمویش را محکم نمود! برای او پیمانی بست که جز کافر به خدا ورسولش ان را برهم نمی زند وای بر کسی که پیمان او رابشکند. عمر نزد پیامبر امد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمودند: او روح الامین جبرئیل بود تو مواظب باش این پیمان را نشکنی اگر چنین کنی خدا ورسول و ملائکه و مومنان از تو بیزار خواهند بود!

معجزه غدیر

امضای الهی بر غدیر معجزه ای بود که پس از اعلام ولایت توسط پیامبر به وقوع پیوست. حارث فهری نزد حضرت امد و معترضانه پرسید: ایا این ولایت که امروز اعلام کردی از جانب خدا بود؟یامبر فرمود: اری از جانب خدا بود. در اینجا حارث خطاب به خداوند گفت:" خدایا! اگر انچه محمد می گوید حق و از جانب توست سنگی از اسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر مابفرست"!! همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگی از اسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد و از دبرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد. با این معجزه بار دیگر بر همگان مسلم شد که غدیر از منبع وحی سرچشمه گرفته و فرمان الهی است و منکرین ان مستحق عذاب اند.

پایان مراسم غدیر

پس از سه روز مراسم غدیر پایان پذیرفت و ان روزها به عنوان "ایام الولایه" در ذهن ها نقش بست. گروه ها و قبایل عرب پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین ان حضرت راهی شهر و دیار خود شدند و پیامبر عازم مدینه گردیدند. خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید و بدین گونه خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد.

اتمام حجت جهانی در غدیر

جا داشت بیش از صد و بیست هزار نفر حاضر در غدیر هر یک به سهم خود خطبه غدیر را حفظ کنند و متن ان را در اختیار فرزندان و فامیل و دوستان خود قرار دهند. البته فضای ظلمانی جامعه مسلمین پس از رحلت پیامبر که گفتن و نوشتن معارف و سنن پیامبر سال های متمادی در ان ممنوع بود سبب شد که مردم نتواند سخنان سرنوشت ساز پیامبر دلسوزشان در ان مقطع حساس را بازگو کنند و در فکر اجرای ان درعینیت جامعه باشند. پیداست که مطرح کردن غدیر مساوی با برچیدن بساط غاصبین خلافت بود و انان هرگز اجازه چنین کاری را نمی دادند. اما غدیر به صورتی در سینه ها جای گرفت که عده زیادی خطابه غدیر یا قسمتی از ان را حفظ کردند و برای نسل های اینده به یادگار گذاشتند وهیچکس را قدرت منع از انتشار چنین خبر مهمی نبود. لذا بین قاطبه مسلمین هیچ حدیثی به اندازه "حدیث غدیر" روایت کننده ندارد و گذشته از تواتر ان از نظر رجال و درایت فوق العاده است. پیامبر با توجه به اینده بلند مدت دین الهی تا اخرین روز دنیا و دامنه وسیع مسلمین در حد جهانی جانشینان خود تا روز قیامت را در این خطابه رسمی به جهانیان معرفی فرمودند. اگر گروه هایی از مسلمین در طول زمان ها همچنان در مقابل جانشینان حقیقی پیامبرشان سر تعظیم فرود نیاورده و نمی اورند ولی جمع عظیم شیعیان در طول تاریخ فقط علی بن ابی طالب و یازده فرزند او را جانشینان پیامبر می دانند. اگر اجتماع ان روز مسلمین خلافت بلافصل امیرالمومنین را در مرحله عمل ندیدند ولی بسیاری از نسل های بعدی مسلمانان وصی واقعی پیامبرشان را شناختند که این بالاترین هدف از غدیر بود. باشد تا با ظهور حضرت ولی الله الاعظم امام زمان (عج) مردم جهان عملا طعم خلافت الهی را بچشند و برکات ان را ببینند و متوجه شوند که غاصبین خلافت کدامین نعمت عظمی را از مردم گرفتند.

شیاطین در غدیر

ابلیس و روسای اصحاب او هنگام منصوب شدن امیرالمومنین در روز غدیر حاضر بودند. در ان روز اصحاب ابلیس به او گفتند: این امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهی محفوظ شدند و دیگر نه ما و نه تو بر انان راهی نداریم چرا که امام و پناه بعد از پیامبرشان را شناختند. پس از شنیدن این سخنان ابلیس با ناراحتی از انان جدا شد. هنگامی که مردم بعد از رحلت پیامبر بیعت را شکستند ابلیس اصحابش را جمع کرد تا پاسخ اعتراض انان را عملا نشان دهد. انان در مقابل او سجده کردند و گفتند: ای اقای ما! ای بزرگ ما! تو بودی که ادم را از بهشت بیرون کردی! یعنی تو قبلا کار بزرگتری در مورد ادم انجام داده ای و درکنار ان گمراه کردن این امت کار اسانی بوده است! ابلیس گفت: کدام امت بعد از پیامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز! شما گمان می کنید من بر اینان سلطه و راهی ندارم؟! چگونه دیدید مرا هنگامی که کاری کردم تا امر خدا و پیامبر را درباره اطاعت علی بن ابی طالب کنار گذاردند...؟!

منافقین در غدیر

منافقین با احساس نزدیکی رحلت پیامبر و اگاهی از تصمیم حضرت برای تعیین رسمی جانشین خود دست به اقداماتی اساسی زدند و صفوف خود را برای روزهای بعد از وفات ان حضرت اماده تر کردند.

صحیفه ملعونه اول

نطفه اصلی توطئه انگاه منعقد شد که دو نفر از روسای منافقین در یک تصمیم اساسی با هم پیمان بستند که:" اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود."

سه نفر دیگر هم در این تصمیم با انان هم پیمان شدند و اولین معاهده را این پنج نفر در کنار کعبه بین خود امضا کردند و انرا داخل کعبه زیر خاک پنهان کردند. این ماجرا در حجه الوداع مقارن روزهایی که پیامبر مردم را برای حضور در غدیر اماده می کرد به وقوع پیوست. در اجرای ایت توطئه شوم چهار نفر از انان سرغ مهاجرین رفتند و معاذ بن جبل که یکی از این پنج تن بود گفت: شما مسئله را از جهت مهاجرین حل کنید من درباره انصار ترتیب امور را خواهم داد. از انجا که سعد بن عباده رئیس انصار کسی نبود که با ابوبکر و عمر هم پیمان شود لذا معاذ سراغ بشیر بن سعید و اسی بن حضیر که هر یک بر نیمی از انصار یعنی دو طایفه "اوس" و "خزرج" نفوذ داشتند امد و ان دو را با خود در غضب خلافت هم پیمان نمود.

توطئه قتل پیامبر

در حجه الوداع همان پنج نفر اصحاب صحیفه با نه نفر دیگر نقشه قتل حضرت را در راه بازگشت از مکه به مدینه ریختند. نقشه چنین بود که در قله کوه "هرشی" کمین کنند و همین که شتر پیامبر سر بالایی کوه را پیمود و در سرازیری قرار گرفت سنگ های بزرگی را به طرف شتر رها کنند تا برمد و حضرت را بر زمین بزند و انان با استفاده از تاریکی شب حمله کنند و پیامبر را به قتل برسانند. بعد هم متواری شوند و خود را داخل مردم نمایند تا شناخته نشوند. خداوند تعالی پیامبرش را از این توطئه اگاه ساخت و وعده حفظ او را داد ه9مین که شتر پیامبر به قله کوه رسید و به سمت پایین به راه افتاد منافقین سنگ های بزرگ را از بالای پرتگاه به طرف شتر حضرت رها کردند.

پیامبر با یک اشاره به شتر فرمان توقف دادند و این در حالی بود که حذیفه و عمار یکی افسار شتر حضرت را در دست داشت و دیگری از پشت سر شتر را راهنمایی می کرد با توقف شتر سنگ ها رد شدند و حضرت سالم ماندند. منافقین با شمشیرهای کشیده به حضرت حمله کردند ولی حذیفه و عمار مفابله کردند و با شمشیر به انان حمله بردند و انها را فراری دادند.

منافقین به پشت سنگ ها خزیدند تا خود را به قافله ملحق کنند ولی با اشاره پیامبر نوری تابید و برای لحظاتی فضا را روشن ساخت. حذیفه و عمار چهره های چهارده نفر را که در پشت صخره ها پنهان شده بودند به چشم خود دیدند. انان عبارت بودند از: ابوبکر, عمر, عثمان, معاویه, عمروعاص, طلحه, سعد بن ابی وقاص, عبدالرحمن بن عوف, ابوعبیده جراح, ابو موسی اشعری, ابو هریره, مغیره بن شعبه, معاذ بن جبل, سالم مولی ابی حذیفه.

پیامبر مامور بود با انان درگیر نشود چرا که در ان شرایط حساس فتنه ای بپا می شد و زحمات گذشته در معرض خطر قرار می گرفت و بار دیگر منافقین به مقاصد خود دست می یافتند.

صحیفه ملعونه دوم

پس از ورود به مدینه منافقین در خانه ابوبکر جلسه مهم دیگری تشکیل دادند. در این مجلس سی و چهار نفر از بزرگان منافقین که اغلب پس از رحلت پیامبر راس امور قرار گرفتند شرکت داشتند هریک از اینان یا روسای قبایل بودند یا گروه هایی از مردم همراه خود داشتند که از جمله انان ابوسفیان و پسر ابوجهل و خالد بن ولید بودند.

در این جلسه اساسنامه نقشه های اینده را تنظیم کردند و همه افراد طوماری را امضا کردند و انرا به ابوعبیده جراح سپردند تا به مکه ببرد و درکنار صحیفه اول در کعبه پنهان کند. اگرچه منافقین به تصمیمات خود جامه عمل پوشاندند ولی نور غدیر در طول پانزده قرن رقم میلیاردی شیعیان و محبین اهل بیت(ع) را در بلندای تاریخ و پهنه جهان رقم زده و افتاب ولایت را همچنان در مناطق مختلف دنیا درخشنده و تابناک جلوه گر ساخته است.

کتابشناسی غدیر

علامه عبدالعزیز طباطبایی در کتاب " الغدیر فی التراث الاسلامی" صد وهشتاد و چهار عنوان کتاب را درطول چهارده قرن مستقلا در موضوع غدیر تالیف شده معرفی کرده اند. همچنین اقای محمد انصاری در کتاب "غدیر در ائینه کتاب" پانصد و هفده عنوان کتاب مستقل درباره غدیر معرفی نموده اند.

کتب مفصلی در زمینه بحث های رجالی و تاریخی مربوط به سند و متن و محتوای حدیث غدیر تالیف شده که از بهترین نمونه های ان کتاب "الغدیر" تالیف علامه بزرگ شیخ عبدالحسین امینی است.

و همچنین متن مفصل و کامل غدیر در نه کتاب از مدارک معتبر شیعه (که هم اکنون در دسترس است و در بازار نیز موجود است) با اسناد متصل نقل شده است.

روایات این کتب به سه طریق منتهی می شود:

اول به روایت امام محمد باقر(ع) است که با اسناد معتبر در چهار کتاب "روضه الواعظین" :ج 1 ص 89, "الحتجاج" :ج1 ص 66, "الیقین" : ص343 باب 127, و "نزهه الکرام" : ج 1 ص 186 نقل شده است.

دوم به روایت زید بن ارقم است که با اسناد متصل در چهار کتاب "العدد القویه" :ص 169, "التحصین" : ص 578 باب 29 از قسم 2, "الصراط المستقیم" : ج 1 ص 301, و "نهج الایمان" : ص 92 نقل شده است.

سوم به روایت حذیفه بن یمان است که با اسناد متصل در کتاب "الاقبال": ص 454 و 456 نقل شده است. و در اخرعرفا و علمای دینی عالم تشیع پیشنهاد کردند در جشن های عید غدیر شرح مفصل واقعه و متن سخنرانی حضرت برای مردم بیان شود. مطالعه و نگهداری یک نسخه از خطبه غدیر در خانه ها به عنوان گامی کوچک در راه تبلیغ پیام غدیر بر همه ما لازم است. این انجام وظیفه اطاعت از دستور اکید پیامبر اکرم (ص) و تجدید بیعت با صاحبان ولایت مطلقه الهیه پیامبر و امیرالمومنین و حضرت زهرا و ائمه معصومین(ع) خواهد بود. باشد که در این امر همگی وظیفه خویش را ادا کنیم.

التماس دعا  







ذکر جمله ای از خصائص حضرت صاحب الزمان (عج)

اول: امتیاز نور ظل و شبح ان جناب است در عالم اظله بین انوار ائمه چنانکه در جمله اخبار معراجیه و غیره است که نور ان جناب در میان انوار ائمه مانند ستاره دخشان بود در میان سائر کواکب.

دوم: شرافت نسب چه ان جناب داراست شرافت نسبت همه اباء طاهرین خود را نسبشان اشرف انساب است و اختصاص دارد به رسیدن نسبش از طرف مادر به قیاصره روم و منتهی شود به جناب شمعون الصفا وصی حضرت عیسی که منتهی می شود نسبش به بسیاری از انبیاء و اوصیاء.

سوم : بردن دو ملک ان جناب را درروز ولادت به سراپرده عرش و خطاب حقتعالی به او که مرحبا به تو ای بنده من برای نصرت دین من اظهارامر من و مهدی عباد من , قسم خوردم بدرستی که من به تو بگیرم و به تو بدهم و به تو بیاموزم الخ.

چهارم: بیت الحمد, روایت است که از برای صاحب ایت امر خانه ای است که او را بیت الحمد گویند و در ان چراغی است که روشن است از ان روز که متولد شده تا ان روز که خروج کند و با شمشیر خاموش نمی شود.

پنجم: جمع میان کنیه رسول خدا و اسم مبارک ان حضرت و در مناقب مروی است که فرمود اسم مرا بگذارید و کنیه مرا نگذارید.

ششم: جایز نبودن هفت تکبیر بر جنازه احدی بعد از حضرت امیرالمومنین جز بر جنازه ان حضرت چنانکه در حدیث وفات حضرت امیرالمومنین و وصیت ان حضرت به امام حسن ذکر شد.

هفتم : غیبت از روز ولادت و سپرده شدن به روح القدس و تربیت شدن در عالم نور و فضای قدس که هیچ جزئی از اجزاء ان حضرت به لوث قذارت و کثافت و معاصی بنی ادم و شیاطین ملوث نشده و موانست و مجالست با ملا اعلی و ارواح قدسیه.

 

هشتم: عدم معاشرت و مصاحبت با کفار و منافقین و فساق به جهت خوف و تقیه و مدارات با انها همانا از روز ولادت تاکنون دست ظالمی به دامانش نرسیده و با کافر و منافقی مصاحبت ننموده و از منازلشان کناره گرفته.

نهم: نبودن بیعت احدی از جبارین در گردن حضرت در اعلام الوری از امام حسن روایت کرده که فرموده نیست از ما احدی مگر انکه واقع می شود در گردن او بیعتی برای طاغیه زمان او مگر قائمی که نماز می کند روح الله عیسی بن مریم خلف او.

دهم: نزول حضرت روح الله عیسی بن مریم از اسمان برای یاری حضرت مهدی و نماز کردن حضرت در خلف ان جناب چنانکه در روایات بسیار وارد شده بلکه خدای تعالی انرا از مدائح و مناقب ان جناب شمرده چنانکه در کتاب محتضر حسن بن سلیمان حلی مروی است در خبر طولانی که خداوند تبارک و تعالی به رسول خدا فرمود در شب معراج که عطا فرمودم به تو اینکه بیرون بیاورم از صلب او یعنی علی یازده مهدی که همه از ذریه تو باشند از بکر بتول, اخر مرد ایشان نماز می کند در خلف او عیسی بن مریم پر می کند زمین را از عدل چنانچه پر شده از ظلم و جور به او نجات می دهم از مهلکه و هدایت می کنم از ضلالت و عافیت می دهم از کوری و شفا می دهم به او مریض را.

کتاب منتهی الامال ج 2 بخش خصائص حضرت صاحب الزمان

عزیزانی که تمایل دارند در مورد خصائص ان حضرت بیشتر بدانند می تواند به کتاب منتهی الامال ج 2 مراجعه فرمایند.

 



ایا هر چیزی که تو ندیده ای اصل ندارد؟

شید جلیل اقا سید جعفر قزوینی می گوید: با پدرم مرحوم اقای سید باقر قزوینی به مسجد سهله می رفتیم وقتی نزدیک مسجد رسیدیم به او گفتم: این حرفهایی که از مردم می شنوم یعنی: هر کس چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله بیاید حضرت مهدی (عج) را می بیند, پایه و اساسی ندارد! پدرم غضبناک متوجه من شد و گفت: چرا اساسی نداشته باشد؟ فقط به خاطر ان که تو ندیده ای؟ ایا هر چیزی که تو ندیده ای اصل ندارد؟ و خیلی مرا سرزنش کرد به طوری که از گفته خویش پشیمان شدم. داخل مسجد شدیم هیچ کس در ان جا نبود وقتی پدرم در وسط مسجد برای خواندن دو رکعت نماز استجاره ایستاد شخصی از طرف مقام حضرت حجت (عج) متوجه او شد و از کنارش عبور نمود و به او سلام کرد و با ایشان مصافحه نمود در این جا پدرم به من توجه کرد و پرسید: این اقا کیست؟گفتم ایا او حضرت مهدی (عج) است؟ فرمود: پس کسیت؟! من به دنبال ان حضرت (اروحنافداه) دویدم ولی احدی را نه در مسجد و نه در خارج ان ندیدم.

برکات حضرت ولی عصر ص65



شیخ الشهدا

در کتاب پرواز روح درباره ی مرحوم شیخ علی فریده الاسلام کاشانی نوشته اند: در عالم رویا که وارد اتاقی شدم و دیدم که حضرت بقیت الله (عج) در اتاق نشسته اند سلام عرض کردم حضرت در جواب سلام من فرمودند:"و علیک السلام یا شیخ الشهداء." گفتم اقا چرا این طور جواب فرمودید؟ فرمود: نمی خواهی این طور باشد؟ گفتم: ان شاءالله اقا هم فرمودند:انشاءالله.(در همان سال در یکی از قراء رودسر که دعوت شده بود بعد از نماز مغرب و عشاء هنگام مناجات در حال سجده از دنیا می روند) جنازه ی ان مرحوم را به قم بردند و در قبرستان مرحوم اقای شیخ عبدالکریم دفنش کردند و حضرت ایت الله العظمی نجفی مرعشی دستور فرمودند که روی قبرش بنویسند:(المخاطب من قبل صاحب الزمان(عج):"و علیک السلام یا شیخ الشهداء.")







وظیفه ی شما عمل به ادله ی ظاهری است

در کتاب برکات حضرت ولی عصر(عج) امده است : صاحب کتاب مفتاح الکرام سید جواد املی فرمود: شبی استادم سید بحرالعلوم از دروازه شهر نجف بیرون رفت و من به دنبال او رفتم تا وارد مسجد کوفه شدیم ان جناب به مقام حضرت صاحب الامر (عج) رفته و با امام زمان گفتگویی داشت از جمله از ان حضرت سوالی پرسید ایشان فرمودند: در احکام شرعی وظیفه ی شما عمل به ادله ی ظاهری است و انچه از این ادله به دست می اوردید همان را باید عمل کنید.                 

 برکات حضرت ولیعصر ص 40







منم حجت خدا بر بندگانش

مردی صالح از شیعیان اهل بیت(ع) نقل می کند: سالی به قصد تشرف به حج بیت الحرام به راه افتادم در ان سال گرما بسیار شدید بود و بادهای سموم خیلی می ورزید به دلایلی از قافله عقب ماندم و راه را گم کردم از شدت تشنگی و عطش از پای درامده و بر زمین افتادم و مشرف به مرگ شدم ناگهان شیهه ی اسبی به گوشم رسید, وقتی چشم باز کردم جوانی خوشرو و خوشبو دیدم که بر اسبی سهبا (خاکستری رنگ) سوار بود ابی به من داد انرا اشامیدم و دیدم از برف خنک تر و از عسل شیرین تر است! ان اب مرا از هلاکت نجات داد گفتم: مولای من تو کیستی که این لطف را نسبت به من نمودی؟ فرمود: منم حجت خدا بر بندگانش و بقیت الله در زمین, منم ان کسی که زمین را از عدل و داد پر می کند همانطوری که از ظلم و ستم پر شده است, منم فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب(ع) بعد فرمود: چشم هایت را ببند, چشم هایم را بستم فرمود: باز کن چشمم را باز کردم ناگاه خود را در پیش قافله دیدم و ان حضرت از نظرم غایب شد.

برکات حضرت ولی عصر ص 77

 



تشرف به خاطر یک بانوی سیده

جناب حجت الاسلام قاضی زاهدی نویسنده شیفتگان از قول مرحوم حاج محمد علی فشندی که مستقیما از قول خود ایشان شنیده اند می گوید: سالی جهت زیارت اربعین عازم کربلا شدیم, موقعی بود که برای هر نفر جهت گذرنامه چهارصد تومان می گرفتند بعد از گرفتن گذرنامه خانواده گفت: من هم می ایم نارحت شدم که چرا قبلا نگفته است. خلاصه بدون گذرنامه حرکت نمودیم و جمعیت ما 15 نفر بود4 مرد و11 زن و یک علویه همراه ما بود که با دو نفراز همراهان قرابت داشت و عمر ان علویه 105 سال بود خیلی به زحمت او را حرکت دادیم ما با این که گذرنامه برای خانواده نداشتیم به سهولت از دو مرز ایران و عراق گذشتیم, قبل از اربعین به کربلا مشرف شدیم و زیارت نجف رفتیم در 17 ربیع الاول قصد کاظمین و سامرا نمودیم ان دو نفر مرد که از خویشان علویه بودند گفتند: علویه را در نجف می گذاریم تا برگردیم من قبول نکردم گفتم: زحمت این علویه با من است و من او را می اورم حرکت کردیم در ایستگاه راه اهن برای سامرا جمعیت بسیار بود و همه در انتظار امدن قطار بودند که از کرکوک موصل بیاید و به بغداد برود و بعد از ان برگردد و مسافرها را سوار کند با این جمعیت زیاد تهیه بلیط بسیار مشکل بود ناگاه سید عربی که شال سبزی به کمر بسته بود نزد ما امد و گفت:" حاج محمد علی!سلام علیکم شما 15 نفر هستید؟" گفتم: بله فرمود:" شما اینجا باشید! این 15 بلیط را بگیرید من با قطار به بغداد می روم و برمی گردم یک کوپه دربست برای شما می گیرم شما از جای خود حرکت نکنید" قطار از کرکوک امد و سید سوار شد و رفت بعد از نیم ساعت قطار امد جمعیت هجوم اوردند و رفقا خواستند بروند من مانع شدم, قدری نارحت شدند همه سوار شدند ان سید امد و ما را سوار قطارنمود یک اتاق دربست جهت ما بود تا وارد سامرا شدیم ان اقا سید فرمود:" شما را می برم منزل سید عباس خادم" انجا نزد سید عباس رفتیم و گفتم: ما 15 نفریم و دو اتاق می خواهیم و شش روز هم اینجا هستیم چه مقدار به شما بدهم؟ گفت: یک اقا سید کرایه ی شش روز شما را با تمام مخارج خوراک و زیارتنامه خوان داد, گفتم: سید کجاست؟ گفت: الان از پله های عمارت پایین رفت. هر چند دنبالش رفتم او را ندیدم گفتم: از ما طلب دارد پانزده بلیط برای ما خریداری نموده است گفت: من نمی دانم تمام مخارج شما را هم داد. خلاصه بعد از شش روز امدیم کربلا نزد مرحوم ایت الله العظمی اقا میرزا مهدی شیرازی, رفتم و جریان را گفتم و راجع به بدهی نسبت به سید پرسیدم, مرحوم ایت الله میرزا مهدی فرمود: ایا با شما از سادات کسی هست؟ گفتم اری علویه است فرمود: ان وجود مقدس امام زمان(ارواحناه فداه) بوده است".

شفتگان ج2 ص 241
 



گله’ امام زمان از شیعیان

نویسنده شیفتگان از قول حاج محمد علی فشندی می نویسد: درمسجد جمکران قم اعمال را بجا اورده و با همسرم می امدم. دیدم اقایی نورانی داخل صحن شده وقصد دارند طرف مسجد بروند. گفتم:" این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است." ظرف ابی دست او دادم تا بنوشد, پس از انکه ظرف اب را پس داد گفتم :" اقا شما دعا کنید و فرج امام زمان (ارواحنا فداه) را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد." فرمود:" شیعیان ما به اندازه اب خوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد." این را فرمود و تا نگاه کردم اقا را ندیدم.فهمیدم وجود اقدس امام زمان (عج) را زیارت کردم و حضرتش امر به دعا نموده است. نویسنده شیفتگان گوید: چنانچه در اول داستان اشاره کردم در موارد زیادی این شخص خدمت امام زمان(عج) رسیده, چنانچه در کتاب "داستانهای شگفت" تالیف ایت الله دستغیب ص 453 نیز دو داستان از ایشان ذکر شده,طالبین به انجا مراجعه کنند.

شیفتگان حضرت مهدی ج ۱ ص ۱۵۵



مکان و اقامتگاه امام عصر(عج) کجاست؟!

صاحب الامر(ع) در میان مردم رفت و آمد می کند، در بازار قدم می زند، لکن او را نمی شناسند تا زمانی که خداوند به وی اذن دهد تا خود را معرفی کند.


احادیث بسیاری درباره اقامتگاه امام عصر(عج) وجود دارد؛ بعضی به مکان اشاره می کنند و برخی برای حفظ جان ایشان این امر را مسکوت باقی می گذارند.

در میان مسائل مختلفی که پیرامون مباحث مهدویت مطرح است، مکان و محل زندگی حضرت از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. با بررسی روایاتی که در این زمینه وجود دارد در می یابیم این روایات به سه دسته تقسیم می شوند:

1.برخی ازآن ها محل خاصی را تعیین نمی کند و جایگاه حضرت را در بیابان‌ها و کوه‌ها معرفی می کند. از آن جمله، حضرت مهدی(عج) به پسر مهزیار می فرماید: فرزند مهزیار! پدرم امام حسن(ع) از من پیمان گرفت... و فرمان داد که برای سکونت، کوه های سخت و سرزمین های خشک و دور دست را برگزینم. (1) این بخش از روایات گویای آن است که حضرت از حوزه دسترسی مردم به دور است و به سختی و دشواری زندگی می کند و کسی از محل زندگی وی آگاه نیست.

2. برخی روایات، منطقه خاصی را به عنوان محل سکونت آن حضرت نام می برند و محدوده آن را نیز تعیین می کنند:

الف. مدینه و پیرامون آن: ابی بصیر می گوید از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود: صاحب الزمان را عزلت و غیبتی است که در آن، نیرومند است به سی نفری که با حضرت هستند و وحشت و تنهایی را از وی دور می کنند و خوب جایگاهی است مدینه. (2)

روایت دیگری است که مکان حضرت را کوه رضوی، در اطراف مدینه نام می برد. راوی می گوید: با امام صادق(ع) از مدینه خارج شدیم، به روحاء اطراف مدینه که رسیدیم، حضرت نگاهش را به کوهی دوخت و مدت زمانی ادامه داد... و فرمود: این کوه، «رضوی» نام دارد. خوب پناهگاهی است برای خائف امام زمان (عج) در غیبت صغری و کبری. (3)

ب. مکه و پیرامون آن: از برخی روایات استفاده می شود که آن حضرت در مکانی به نام ذی طوی پیرامون مکه زندگی می کند و از همان جا نیز همراه یارانش قیام خواهد کرد. امام باقر(ع) فرمود: امام زمان(عج) را غیبتی است در بعضی از دره ها و اشاره کرد به منطقه ذی طوی. (4) در ادامه این روایت و روایات دیگر، محل ظهور و خروج آن حضرت و مرکز تجمع یاران و دوستان وی نیز، همین منطقه یاد شده است. (5)

3. دسته سوم اخباری است که مانند دسته اول، جایگاهی خاص را نام نمی برد، ولی از وی به عنوان فردی که با مردم حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگی می کند، نام برده است.

امام صادق(ع) می فرماید: صاحب الامر(عج) در میان مردم رفت و آمد می کند، در بازار قدم می زند، لکن او را نمی شناسند تا زمانی که خداوند به وی اذن دهد تا خود را معرفی کند... (6)

بین این سه دسته از روایات، تضاد و تنافی نیست. نام بردن مکانی خاص، با زندگی به شکل ناشناس قابل جمع است. انتخاب کوه ها و مکانهای دست نیافتنی در حال ضرورت و نیاز نیز امری طبیعی و موافق با اصل تقیه است. (7)

پی نوشت:
1. غیبة طوسی ص 266
2 . بحارالانوار، ج 52 ص 153 اصول کافی، ج1، ص 340
3. غیبة طوسی، ص 162
4 . غیبت نعمانی ص 182
5 . همان ص 315
6 . همان ص 164
7. چشم به راه مهدی، ص 351


منبع خبر: شبستان




محبوب منی دلدار منی       دادار منی غفار منی

هم رب منی هم یار منی      اگه ز دل بیمار منی

یا رب ارحم ضعف بدنی





اذان شیر حق در کوفه با خود یک خبر دارد

که مولا با دلی خون در جهان عزم سفر دارد

دو دستش بر دو گوش است و دو چشمش بر سما اری

به هر الله اکبر در گلو بغضی دگر دارد

به شوق وصل جانان می کند بیدار قاتل را

برای تیغ او پشیمانی خود را سپر دارد

چه با تعجیل اید سوی محراب دعا امشب

یقین دارم که از صبح وصال خود خبر دارد

نه تنها او دلش گردیده تنگ همسرش زهرا

که زهرا هم دو چشمش در ره و بر او نظر دارد

گرفته دست خود را بر محاسن ذکر می گوید

تو گویی انتظار صبح در وقت سحر دارد

عدو برخواسته از خواب و مولا رفته در سجده

لبی خندان دلی ارام در موج خطر دارد

ندای قد قتل را بشنوید ای مردم کوفه

عدالت شد یتیم و گریه از داغ پدر دارد

شب قدر است هر کس روی سر بگرفته قران را

علی با فرق از هم وا شده قران به سر دارد

علی افتاده محراب دعا دریای خون گشته

حسن کو تا پدر را از روی سجاده بر دارد

رفیق نخل های کوفه را کشتند در مسجد

که هر نخلی به جای میوه از داغی ثمر دارد

به من سوز دل دادند از داغ علی امشب

که سوز شعر او بر سنگ خارا هم اثر دارد

التماس دعا یا علی مدد



منجی آخرالزمان از نگاه زرتشت و تشیع


آیین زرتشت و تشیع در باب مهدویت چون: ویژگیهای منجی موعود، دوران انتظار و غیبت و بعد از ظهور تشابهات زیادی دارند.


آنچه مسلم است اینکه همه ادیان اعم از الهی و غیر الهی معتقدند که در پایان هر دوره ای از تاریخ، انسان از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می رود و چون طبعا و فطرتا در حال هبوط و دوری از مبدا است، مانند احجار به سوی پایین حرکت می کند و نمی تواند به خودی خود، به این سیر نزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی خاتمه دهد.



پس ناچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه که از مبدا وحی و الهام و ماوراء طبیعی سرچشمه می گیرد، ظهور خواهد کرد و جهان را از تاریکی جهل و غفل و ظلم و ستم نجات خواهد داد. در این مورد، در تعالیم هر دینی به صورت رمز به حقایق اشاره شده است که با معتقدات آیین های دیگر توافق و هماهنگی کامل دارد.


اعتقادات آیین زرتشت و تشیع در باب مهدویت دارای تشابهات زیادی است. این اشتراکات در ویژگیهای منجی موعود، دوران انتظار و غیبت و بعد از ظهور است. تولد و زندگی منجی موعود در هر دو مذهب همراه با اعجاز و اعمال خارق العاده است. آنان از صفات و سجایای اخلاقی برخوردار هستند. دوران انتظار و غیبت در هر دو مذهب دارای الگوی مشابهی است. جهان در دوران انتظار، آکنده از تباهی ها و نابسامانی هاست. جامعه در زمینه فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به ابتذال کشیده شده است. اوضاع هر روز به طرف فساد و تباهی سیر می کند.



بر اساس متون و روایات زرتشتی و شیعی، در آستانه ظهور منجی موعود شورش ها و قیام هایی به وقوع می پیوندد. این شورش ها و قیام ها نشان دهنده رسیدن زمان ظهور منجی است. در هر دو آیین، جامعه و جهان با حوادث و رویدادهایی غیر منتظره در پایان دوران انتظار و غیبت مصادف می شود که این حوادث از قبل پیشگویی شده است.



در هر دو آیین جامعه ای که پس از ظهور موعود تشکیل می شود، جامعه ای با همه زیباییهاست. در جامعه پس از ظهور، حکومتی جهانی بر بنیاد دین با رهبری خدایی و الهی تشکیل می شود. جهان در آن دوران به قله دانش می رسد. نزاع ها و کشمکش ها پایان می یابد و سرانجام عدل و داد بر همه ارکان جامعه حاکم می شود.



منبع خبر: خبرگزاری شبستان


شب زنده دار

ز کثرت گنه بی شمار گریه کنم

و یا ز خجلت پروردگار گریه کنم

گلی نچیده خزان گشت باغ زندگیم

روا بود که چو ابر بهار گریه کنم

خدا گواست که جبران نمی شود گنهم

تمام عمر اگر زار زار گریه کنم

جحیم از گنهم می کند فرار به حشر

مرا چه روی که از بیم نار گریه کنم

گناه بین من و یار دوری افکنده

به حال خویش و یا هجر یار گریه کنم

سزد که با سرو پای برهنه در هر کوی

به راه افتم و دیوانه وار گریه کنم

سزد ز کثرت عصیان کنم ز شهر فرار

نهاده سر به دل کوهسار گریه کنم

اله به من ان اشک ده که تا دم صبح

چو چشم عاشق شب زنده دار گریه کنم

اراده تو به بخشیدنم گرفته قرار

بر ان شدم که دگر بیقرار گریه کنم

به حفظ ابرویم دادی از کرم دستور

که مخفیانه به شب های تار گریه کنم

به من علی اشکی ببخش مرا

که در ولای علی پای دار گریه کنم

رمضان فرصت خوبی است که از خداوند طلب مغفرت  کنیم چه زیبا ماهیست ماهی که درهای کرامت پروردگار بر روی تمامی مخلوقات باز است ماه استغفار ماه ریاضت ماه اثبات بندگی این فرصت را از دست ندهیم چه بسا این اخرین فرصت باشد. 



نامه امام زمان (ارواحنا فداه) به شیخ مفید(ره)

در تاريخ پنجشنبه بيست و سوم ذيحجه الحرام 412 هجري قمري فرمان ديگري از پيشگاه مقدس امام عصر روحي له الفداء به افتخار شيخ مفيد اعلي الله مقامه شرف صدور يافت كه اينك ترجمه فرمان مزبور از نظر بينندگان گرامي مي گذرد:

اين نامه اي است از سوي بنده خدا و ان كسي كه پيوسته در راه او در حركت است و هيچ گاه از مسير حق منحرف نمي شود به كسي كه از حق الهام مي گيرد (شيخ مفيد ره) و خود دليل راهنماي حق است.

بنام خداوند بخشنده مهربان. سلام و درود ما بر تو كه يار و ياور حق هستي و پيوسته مردم را به راستي و پيروي از كلمه صدق( شايد منظور حضرت از كلمه صدق توحيد يا پيروي از قران كريم و امامت اهل بيت (ع) باشد) راهنمايي ودعوت مي نمايي. اما در مورد نعمت وجود و توفيقات شما پروردگار يكتا را- كه خداوند ما وپدران ماست- سپاسگزاريم و حمد وثناي خود را نسبت به ذات پاكش عرضه مي داريم و از پيشگاه مقدسش مسئلت مي داريم كه بر پيامبر و سيد و مولاي ما كه خاتم پيامبران است و بر خاندان پاك ومطهر او درود فرستد.

اي شيخ مفيد! مناجات تو را (توجهات تو را به ساحت مقدس خداوند) ديديم. خداوند در سايه موهبتي كه در ارتباط با اولياءاش به تو عنايت فرموده است از شما حراست و نگهباني فرمايد و از شر دشمنان در امان باشي و شفاعت ما را در براوردن حوائج شما بپذيرد.

و هم اكنون در جايگاه و خيمه اي در قله هاي كوه- كه البته بر مردم پوشيده است- براي حوائج شما دعا مي كنم. همچنين در بيابانهاي تاريك وظلماني و صحراهاي خشك و بي اب وعلف كه دست تطاول زمان بدان نمي رسد براي شما دعا كنم. و به همين زودي از اين محل به دشت همواري كه چندان از ابادي دور نباشد فرود مي اييم و از حالات اينده خود اگاهت مي سازيم و بدان وسيله با خبر مي شوي كه به سبب كارهاي خوب نزد ما مقرب باشي.

و خداوند در سايه رحمت خود تو را به اين اعمال موفق داشته است. پس اي شيخ مفيد – كه خداوند به وسيله چشم عنايت خويش كه هرگز انرا خواب فرا نگيرد نگهداري ات كند – بايد در مقابل باطل و طرفداران ان كه جان مردم را به خطر انداخته اند مقاومت كني تا پيروان باطل را بترساني و بيهوده كاران را نيز به وحشت بيندازي و در نتيجه اهل ايمان از مخذول شدن انان خوشحال مي شوند و تبهكاران غمناك مي گردند و نشانه خانه نشيني ما جنبشي است كه در سايه حادثه اي در مكه معظمه و به دست شخص پليد و دورويي روي خواهد داد كه خونريزي را مباح دانسته با كيد و نيرنگ خويش اهنگ جان مومنان من نمايد اما به هدف ظالمانه خود نخواهد رسيد زيرا همواره دعاي ما شامل حال اهل ايمان خواهد بود و خداوند اسمان و زمين اجابت انرا به تاخير نخواهد انداخت. پس دلهاي دوستان و اولياي ما بايد اطمينان داشته باشد و بدانند كه از اسيب و زيان ان دشمن در امان خواهند بود اگر چه درگيريها و سختي هاي هولناك انها را بترساند و بايد بدانند كه خداوند كفايت كننده امور است و تا وقتي كه شيعيان ما از گناهان دوري مي كنند از عنايات او برخوردارند.

اي دوست مخلص و اي كسي كه به ستمگران در راه ما مبارزه مي كني! خداوند بزرگ ان چنان كه دوستان صالح ما را در گذشته ياري فرمود شما را نيز با نصرت خود تاييد فرمايد. ما با شما عهد مي كنيم كه هر كسي از برادران ديني شما (شيعيان) كه تقوي را سرمايه خويش قرار دهد از فتنه هاي گمراه كننده ظلمت خيز در امان خواهد بود (مانند فتنه هاي زمان خودمان) و اگر كسي برخلاف وظيفه رفتار كرده از انچه بايد عمل كند بخل ورزد مسلما خسران و زيان دو جهان نصيبش خواهد شد.

اگر شيعيان ما كه خداوند انها را به اطاعت و بندگي خويش موفق بدارد در وفاي به عهد و پيمان الهي اتفاق و اتحاد مي داشتند و عهد و پيمان الهي را محترم مي شمردند سعادت ديدار ما به تاخير نمي افتاد و زودتر از اين به سعادت ديدار ما نائل مي شدند در صورتي كه بر اساس معرفت و راستگويي و صداقت انها نسبت به ما بود.(يعني اگر در دوستي با ما صادق بودند)

انچه كه موجب جدايي ما و دوستانمان گرديده و انان را از ديدار ما محروم نموده است گناهان و خطاهاي انان نسبت به احكام الهي است. خداوند تنها ياري كننده و كفايت كننده تمام كارها و امور ما و بهترين وكيل براي ما است. درودهاي الهي بر روان پاك خاتم الانبيا(ص) و خاندان بزرگ و برجسته او باد. اين توقيع در روز اول ماه شوال 412 ه.ج شرف صدور يافته است.

منبع: احتجاج طبرسي ج2 ص489 چاپ بيروت- مجموعه فرمايشات ص12